![]() |
![]() |
|
| ز سوزناکی گفتار من قلم بگریست |
|
امشب سبكتر ميزنند اين طبل بيهنگام را
يا وقت بيداري غلط بودست مرغ بام را يك لحظه بود اين يا شبي كز عمر ما تاراج شد ما همچنان لب بر لبي نابرگرفته كام را هم تازه رويم هم خجل هم شادمان هم تنگ دل كز عهده بيرون آمدن نتوانم اين انعام را گر پاي بر فرقم نهي تشريف قربت ميدهي جز سر نميدانم نهادن عرر اين اقدام را چون بخت نيك انجام را با ما به كلي صلح شد بگرار تا جان ميدهد بدگوي بدفرجام را سعدي علم شد در جهان صوفي و عامي گو بدان ما بت پرستي ميكنيم آن گه چنين اصنام را |
|
+ نگارش شده در
سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 16:29 بدست سیاهوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
غم دل چه باز گویم؟
......که تو را ملال گیرد کنم این حدیث کوته ........که غم دراز دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
کتابخانه ی اشعار پارسی مهدی اخوان ثالث جوانان ایران زمین yahoo!360 آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
این ره که میروی به هیچستان است سکوت سرد تپش سايه دوست(نسترن) دانشگاه آزاد شهریار! (bigbang) |
|
RSS
|