![]() |
![]() |
|
| ز سوزناکی گفتار من قلم بگریست |
![]() ![]() چه راحت گذشتی از من مطمن و بیصدا، قدم گذاشتی و رفتی. همه ی اون روزای خوب، اون ساعتهای آفتابی، چه بیمعنی شدن همه، لحظه ای که پشت سرم گذاشتی، ... و من، پوچ و تهی فرود اومدم رو زانوهام، تر بودن چشمام اما بیحرکت لبام، ... چه راحت گذشتی ازم ... |
|
+ نگارش شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:21 بدست سیاهوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
غم دل چه باز گویم؟
......که تو را ملال گیرد کنم این حدیث کوته ........که غم دراز دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
کتابخانه ی اشعار پارسی مهدی اخوان ثالث جوانان ایران زمین yahoo!360 آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
این ره که میروی به هیچستان است سکوت سرد تپش سايه دوست(نسترن) دانشگاه آزاد شهریار! (bigbang) |
|
RSS
|