![]() |
![]() |
|
| ز سوزناکی گفتار من قلم بگریست |
|
بیست و دوم مهر ماه، تهران
بازم دارم
مینویسم! یه نامه ی دیگه! اصلا
برام مهم نیست، هرچی میخوان بگن و هر آشیم که میخوان بپزن برام، چه اهمیتی داره؟! یک شب که دوست فتنه ی خفته است زینهار .... چه
ساعات پرشکوهی بود،
وصال و هجر چه باشد؟! رضای دوست طلب تا بود بار غمت بر دل بيهوش مرا
1- حضرت سعدی 2- خواجه حافظ
|
|
+ نگارش شده در
جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 21:21 بدست سیاهوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
غم دل چه باز گویم؟
......که تو را ملال گیرد کنم این حدیث کوته ........که غم دراز دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
کتابخانه ی اشعار پارسی مهدی اخوان ثالث جوانان ایران زمین yahoo!360 آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
این ره که میروی به هیچستان است سکوت سرد تپش سايه دوست(نسترن) دانشگاه آزاد شهریار! (bigbang) |
|
RSS
|