![]() |
![]() |
|
| ز سوزناکی گفتار من قلم بگریست |
|
دیگه به آخر خط رسیدم...
میدونم که رسیدم! همین بود... شایدم نه البته همه ش! ولی خب هر چی که بود... و این آخرین حرفم که البته تنها شعریه که سرودم...
دلبرا، آرام جانم، جان من، سرو چمانم
* طبیعتا به جای «دلبر»، «محبوب» و «دلستان» بایستی نام محبوبم میومد |
|
+ نگارش شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 13:26 بدست سیاهوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
غم دل چه باز گویم؟
......که تو را ملال گیرد کنم این حدیث کوته ........که غم دراز دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
کتابخانه ی اشعار پارسی مهدی اخوان ثالث جوانان ایران زمین yahoo!360 آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
این ره که میروی به هیچستان است سکوت سرد تپش سايه دوست(نسترن) دانشگاه آزاد شهریار! (bigbang) |
|
RSS
|