![]() |
![]() |
|
| ز سوزناکی گفتار من قلم بگریست |
|
بدون شک تغزلانه ترین غزلها از آن شیخ اجل است:
نبود بر سر آتش ميسرم که نجوشم شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم دگر نصيحت مردم حکايت است به گوشم که من قرار ندارم که ديده از تو بپوشم که گر به پای درآيم بدر برند به دوشم که ديده خواب نکردست از انتظار تو دوشم که از وجود تو مويی به عالمی نفروشم که تندرست ملامت کند چو من بخروشم سخن چه فايده گفتن چو پند میننيوشم به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
|
|
+ نگارش شده در
دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 16:57 بدست سیاهوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
غم دل چه باز گویم؟
......که تو را ملال گیرد کنم این حدیث کوته ........که غم دراز دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
کتابخانه ی اشعار پارسی مهدی اخوان ثالث جوانان ایران زمین yahoo!360 آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
این ره که میروی به هیچستان است سکوت سرد تپش سايه دوست(نسترن) دانشگاه آزاد شهریار! (bigbang) |
|
RSS
|