![]() |
![]() |
|
| ز سوزناکی گفتار من قلم بگریست |
|
«سه ره پیداست....
نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر حدیثی کش نمی خوانی بر آن دیگر نخستین:راه نوش و راحت و شادی.. به ننگ آغشته اما رو به شهر و باغ و آبادی دو دیگر:راه نیمش ننگ نیمش نام... اگر سر بر کنی غوغا ..وگر دم در کشی آرام سه دیگر:راه بی برگشت ...بی فرجام...»
|
|
+ نگارش شده در
دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 15:3 بدست سیاهوش |
|
|
به نام خداوند جان و خرد كزين برتر انديشه بر نگـذرد خداوند نام و خداوند جاي خداوند روزي ده و رهنـماي خداوند كيوان و گردان سپهر فروزنده ي ماه و ناهيد ومهر به بـيـنـنـدگان آفريـنـنـده را نــبيني مـرنجان دو بيننده را! ... توانـا بـود هـركه دانـا بـود ز دانـش دل پـيـر برنـا بـود
شمام لطف کنید نظراتتونو بنگارید، تا من بفهمم که عشق شما چه شکلیه... پيروز و سربلند باشيد حاج احمد آقا ۲۸/۸/۱۳۸۴ |
|
+ نگارش شده در
شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 0:0 بدست سیاهوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
غم دل چه باز گویم؟
......که تو را ملال گیرد کنم این حدیث کوته ........که غم دراز دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
کتابخانه ی اشعار پارسی مهدی اخوان ثالث جوانان ایران زمین yahoo!360 آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
این ره که میروی به هیچستان است سکوت سرد تپش سايه دوست(نسترن) دانشگاه آزاد شهریار! (bigbang) |
|
RSS
|